خواجه نصير الدين الطوسي
64
روضة التسليم يا تصورات ( فارسى )
تصوّر هفدهم در اسباب خلافهاى گوناگون كه ميان عالم واقع مىباشد ، و كيفيّت آنچه از آن جمله تعلّق بمحقّان و مبطلان دارد و اين خلافها را در كليّات و جزويات چندان علل و اسباب است كه « لا يعلمها الّا اللّه » ، و در كلّيّات اعتبار بموجبات احكام نجوم است و بمسيرات و مناظرات اتّصال است ، و مطارح شعاعات كواكب كه فاعلان سماوىاند از سعد و نحس در اصول مواليد خلائق زيرا كه به حكم حكمت بارى سبحانه و تعالى و قضا و قدر ، هيچ حركت قولى و فعلى از هيچ مخلوق صادر نمىتواند شد الّا كه قوّت از قوّتهاى سماوى بر نطق و اعضا و جوارح مخلوقات فائض ميگردد و در جزويات اعتبار بمنفعلات ارضى مثلا تركيب جسد انسان كه از چهار جوهر متضادّ مؤلّف است ، و از وقت تكوين او در رحم تا آمدن به فضاى اين عالم تا نهايت عمرش آب و هوا و تربيت آن بقعهء كه مولد و انشاى او بوده باشد در مزاج [ 52 ] او تأثير مىكند ، و تفاوت آن در اجسام و طبائع و اخلاق و عادات او ظاهر ميگردد ، و مذاهب و ديانات و آداب و عادات كه از حالت طفوليّت تا بحدّ بلوغ از پدر و مادر و معلّمان و استادان و مربّيان بر آن نشو و نما يافته باشند و با خون و پوست ايشان بر آميختهاند از اين جمله است ، شربت بكأس الودّ فى المهد شربة حلاوتها حتّى القيامة فى الحلق ، چه طفل در اوّل ولادت كه قوّت عقدى در نمائى مىپيوندد و در تماسك اجزا و استواى بقا استمداد از عناصر و طبائع مىكند و در آن حالت او را ، هيچ فكر و رؤيت نمىباشد ،